| نام : | Alex Lovy |
| تاریخ تولد : | |
| محل تولد : | |
| قد : | |
| لقب : | |
| نام هنگام تولد : |
بازیگری (0 مورد) کارگردانی (19 مورد) نویسندگی (0 مورد) تهیه کنندگی (1 مورد)
لیست فیلم های با کارگردانی Alex Lovy

Knock Knock ( 1940 )
تق تق
یک دارکوب (وودی) مدام به سقف خانه اندی پاندا و پدرش نوک میزند. پدر خانواده تصمیم میگیرد جلوی او را بگیرد.

100 Pygmies and Andy Panda ( 1940 )
۱۰۰ کوتوله و اندی پاندا
یک بسته جادویی از طریق پست به دست اندی پاندا میرسد.

The Loan Stranger ( 1942 )
غریبه وامدهنده
وودی با خوشحالی و دیوانهبازی در حال رانندگی در خیابان است که ماشینش خراب میشود. او سعی میکند از گرگی که در آن نزدیکی است برای تعمیر آن وام بگیرد. گرگ موافقت میکند که به وودی وام بدهد اما تاکید میکند که اگر ظرف سی روز پول را پس نگیرد، ماشین وودی را تصاحب خواهد کرد. همانطور که انتظار میرود، یک کارت عنوان به ما میگوید: «سی روز گذشت (و حافظه وودی هم پاک شد)». گرگ دم در خانه وودی ظاهر میشود تا اخطاریه را به او ابلاغ کند، اما دارکوب مکار تظاهر میکند که خانه نیست. گرگ سعی میکند با تغییر چهره به عنوان یک پیک که برای وودی کیک آورده او را به دام بیندازد، اما دارکوب کیک را به صورتش میکوبد و فریاد میزند: «من کیک پنیر دوست ندارم!» در نهایت، روباه مشتی به وودی میزند و فکر میکند که به او آسیب جدی رسانده است. او با دلسوزی موافقت میکند که وام را فراموش کند، اما وقتی وودی با یک ساعت کوکو «به هوش میآید» و میپرسد: «نظرت چیه روی این ساعت بهم وام بدی، دکتر؟» به شدت خشمگین میشود.

Ace in the Hole ( 1942 )
آس در آستین
وودی دارکوب یک کارگر اصطبل است. اصطبلها درست در یک فرودگاه واقع شدهاند و صدای غرش هواپیماها در آسمان، اشتیاق او را برای پرواز شعلهور میکند. دارکوب اعلام میکند: «من میخواهم مثل پرندهها پرواز کنم!» اما تنها کاری که گروهبان بولداگ فرودگاه فکر میکند وودی از پس آن برمیآید، اصلاح کردن اسبها با یک ماشین اصلاح الکتریکی است. با توجه به اینکه وودی به طور تصادفی دکمههای پیراهن گروهبان و یک نوار بلند از موهای چانه او را با ماشین اصلاح میزند، شاید گروهبان بیش از حد به او اعتماد کرده باشد. با این حال، وودی وقت خود را صرف خواندن کتاب «چگونه از صفر یک هواپیما را به پرواز درآوریم» میکند و در نهایت، مخفیانه سوار یک هواپیمای PU-2 میشود.

Juke Box Jamboree ( 1942 )
جشنواره جعبه موسیقی
موشی که در کافه زووی خوابیده است، با صدای جعبه موسیقی خوابش آشفته میشود.

Pigeon Patrol ( 1942 )
گشت کبوترها
کبوتری میخواهد به عنوان کبوتر نامهبر برای ارتش کار کند تا بتواند دل معشوقه خود را به دست آورد.

The Dizzy Acrobat ( 1943 )
آکروبات گیج
وودی دارکوب از سیرک دیدن میکند. او در حالی که آواز «من به نمایشگاه حیوانات رفتم» را میخواند، از میان قفس یک ببر عبور میکند. وقتی وودی به یک کرگدن نگاه میکند، شیر نزدیکی هاتداگ وودی را میخورد. وودی با قرار دادن دم شیر در نان ساندویچ انتقام میگیرد؛ شیر دم خودش را میخورد. وودی در مرحله بعد سعی میکند مخفیانه وارد چادر اصلی شود و درگیریهای او با نگهبان، بقیه کارتون را پر میکند. ابتدا نگهبان به وودی میگوید که میتواند در ازای آب دادن به یک فیل، بلیت ورود بگیرد، اما وقتی وودی خرطوم فیل را به شیر آتشنشانی میبندد، اصلا خوشحال نمیشود. تعقیب و گریز آغاز میشود و به قفس رامکننده شیر، روی بندبازی و دوچرخهسواری روی طناب کشیده میشود. در نهایت هم وودی و هم نگهبان به عنوان هدف در سالن تیراندازی قرار میگیرند.

Woody Meets Davy Crewcut ( 1956 )
ملاقات وودی با دیوی کروکات
دیوی کروکات کوچک از بچگی یاد میگیرد که با سلاحهای مختلف به خرسها شلیک کند، اما وقتی بزرگ میشود و با تفنگ شکاری شروع به شلیکهای جدی به سمت آقای خرس میکند، آقای خرس از این کار به شدت عصبانی میشود و به دیوی کروکات پیشنهاد میکند که هدف شلیک خود را به سمت یک هدف مناسبتر، مانند یک دارکوب تغییر دهد. این دارکوب کسی نیست جز وودی، و وودی نیز به شلیک شدن به سمت خودش اعتراض دارد.

Hold That Rock ( 1956 )
آن سنگ را نگه دار
اسمدلی مدیر دره سنگ تعادل است، جایی که تختهسنگهای مختلف روی ستونهای بلند قرار گرفتهاند. همانطور که اسمدلی توضیح میدهد، کوچکترین صدایی برای سقوط سنگها کافی است («باید از یک ماهی قرمز در یک آکواریوم ضد صدا هم ساکتتر باشی»)، بنابراین تعجبی ندارد که وقتی چیلی ویلی با انواع وسایل پرسروصدا از جمله ترقه، یک «آجر بومرنگی»، زنگ تفریحی، تفنگ اسباببازی و تلفن انفجاری از راه میرسد، او وحشتزده میشود.

Operation Cold Feet ( 1956 )
عملیات پاهای سرد
یک نگهبان برای محافظت از ذخیره غذایی در یک پایگاه اکتشافی قطب جنوب مستقر شده است، اما چیلی ویلی پنگوئن گرسنه است و چشمش به کنسروهای ساردین و دیگر غذاهای دریایی پایگاه است. تعقیب و گریزهای زیادی اتفاق میافتد اما در نهایت شکم ویلی حسابی سیر میشود.

Room and Wrath ( 1956 )
اتاق و خشم
اسمدلی، مدیر هتل برفی که چیلی ویلی در آن اقامت دارد، متوجه میشود که چیلی صورتحساب خود را پرداخت نکرده است. وقتی چیلی همچنان از پرداخت پول خودداری میکند، اسمدلی روشهای مختلفی را برای بیرون کردن او امتحان میکند، اما تمام تلاشهایش توسط چیلی یا به دلیل بیعرضگی خودش خنثی میشود. در نهایت، این ماجرا به جایی ختم میشود که اسمدلی بیرون از هتل به دنبال چیلی میدود و چیلی با فریب دادن او، کاری میکند که مستقیما به داخل دهان یک نهنگ بدود.

To Catch a Woodpecker ( 1957 )
برای شکار یک دارکوب
شرکت تلفن معجزه تلاش میکند تا جلوی وودی دارکوب را از نوک زدن و سوراخ کردن تیرهای تلفن خود بگیرد.

Watch the Birdie ( 1958 )
مراقب پرنده باش
در اعماق جنگل، یک پرندهشناس در حال مطالعه گونههای مختلف پرندگان است. ابتدا او «مرغ عشقها» (یک پرنده شوهر زنذلیل و همسر پرندهاش که مدام غر میزند) و یک «مرغ مگسخوار» (که آهنگهای راک زمزمه میکند) را کشف میکند. سپس او وودی را پیدا میکند که انواع و اقسام دردسرها را برایش درست میکند؛ از جمله وصل کردن گوشی پزشکی او به شیر آب در حال چکه، کشیدن لنز دوربینش و کوبیدن آن به صورتش، و انداختن انواع درختان به روی او.

Rodent to Stardom ( 1967 )
جوندهای در مسیر شهرت
دفی داک توسط کارگردان معروف هالیوود، هاروی هاسنپففر، کشف میشود. این اردک به عنوان بدلکار اسپیدی گونزالس انتخاب میشود.

Merlin the Magic Mouse ( 1967 )
مرلین موش جادوگر
مرلین، موشی شبیه به دبلیو. سی. فیلدز، یک نمایش جادویی برای تماشاگری متشکل از تنها یک گربه اجرا میکند. مرلین پیش از آنکه متوجه شود خودش یک موش است، چند شعبدهبازی ضعیف برای این گربهسان انجام میدهد.

Fiesta Fiasco ( 1967 )
فیاستای خرابشده
دفی داک یک دستگاه بارانساز میسازد تا جشن اسپیدی گونزالس را با باران خراب کند، اما دستگاه یک ابر سیاه کوچک بیرون میدهد که کاری جز آزار دادن خود دفی انجام نمیدهد.

Skyscraper Caper ( 1968 )
ماجرا در آسمانخراش
یک شب، اسپیدی گونزالس تلاش میکند تا دوستش دفی داک را که در خواب در یک کارگاه ساختمانی راه میرود، نجات دهد.

Hippydrome Tiger ( 1968 )
ببر هیپیدروم
کول کت برای مسابقه به لومان رفته است؛ سرهنگ ریمفایر و فیل رباتیکش او را تعقیب میکنند، اما آنها حریف این ببر باهوش نمیشوند، جز اینکه فیل با ماشین کول کت برنده مسابقه میشود.

The Screwball ( 1943 )
دیوانه بیسبال
روز مسابقه بزرگ بیسبال بین دو تیم «دریپس» و «دروپس» است و دارکوب زبله تلاش میکند بدون خریدن بلیط و مخفیانه وارد ورزشگاه شود. یک مامور پلیس مدام او را به بیرون پرت میکند، اما دارکوب زبله با پوشیدن لباس بیسبال (از جمله کلاه مخصوص بیسبال، چون بازیکنان کلاه معمولی سر نمیکنند) وارد زمین میشود و خیلی زود خودش را وسط بازی پیدا میکند. او در نهایت با بارانی از توپهای بیسبال که همه تماشاچیان ورزشگاه به سمتش پرتاب میکنند، به تابلوی نتایج دوخته میشود.