عمو دادلی، مجری برنامه رادیویی کودکان، به شنوندگانش یادآوری میکند که هفته «با حیوانات مهربان باشیم» است. تام تصمیم میگیرد با موش رقیبش، جری، مهربان باشد؛ اما پس از سرک کشیدن به دفترچه خاطرات جری، نظر این گربه تغییر میکند.
صفحه 104
عمو دادلی، مجری برنامه رادیویی کودکان، به شنوندگانش یادآوری میکند که هفته «با حیوانات مهربان باشیم» است. تام تصمیم میگیرد با موش رقیبش، جری، مهربان باشد؛ اما پس از سرک کشیدن به دفترچه خاطرات جری، نظر این گربه تغییر میکند.
یک جوجه دارکوب جری را با مادرش اشتباه میگیرد. موش ابتدا این پرنده تازهمتولدشده را نمیپذیرد، اما طولی نمیکشد که خود را در حال محافظت از او در برابر دشمن گربهای خود، تام، میبیند.
وودی دارکوب که به شدت تشنه است، یک آگهی رادیویی درباره نوشابه بستنی «لذت نوشابه» میشنود. او با تنها سکه ۲۵ سنتی خود، راهی مغازه میشود تا عطش خود را برطرف کند. متاسفانه در راه، سکه او توسط باز بزارد طمعکار دزدیده میشود و نبردی همهجانبه بین آن دو بر سر سکه …
ملوان زبل در حال آماده شدن برای چرت زدن روی تخت آویزش است، اما هر صدایی در شهر مزاحم او میشود تا اینکه به داخل خانه میرود. حتی در آنجا هم از دست مگسهای خانگی در امان نیست. او آنها را به بیرون از خانه دنبال میکند، به جز یکی. آن یک مگس سر از قوطی اسفناج درم…
امروز هفتم اکتبر است و چیپ با پشتکار مشغول ذخیره کردن بلوط کافی در درخت برای زمستان است. دیل ترجیح میدهد در قوطی کبریتش بخوابد، اما یک لگد خشمگین از طرف چیپ باعث میشود او با جدیت مشغول به کار شود. اما آنها فقط تا حد مشخصی میتوانند کار کنند و بلوطهای درختش…
مک، سوسک پیر، با استناد به دفترچه یادداشت روزانه کشتی، تعریف میکند که چگونه او و کاپیتان دونالد داک تنها بازماندگان یک کشتیشکستگی بودند. این حشره همیشه شک داشت که اردک با او منصفانه رفتار نمیکند؛ در واقع دونالد مدام سهم غذای او را بالا میکشید و بدون اینکه …
این فیلم به داستان دو دوست و نوازنده دورهگرد به نامهای تیم و تدی میپردازد و میمونی که ماندولین تدی را میدزدد و برای گرفتن او راهی کوهستان میشود.
وقتی دونالد داک یک درخت کریسمس را قطع میکند، سنجابهای کنجکاو، چیپ و دیل، او را تعقیب میکنند و میبینند که درخت را با آجیل و شیرینی تزیین میکند. بنابراین آنها به خانه او نفوذ میکنند و تصمیم میگیرند همه چیز را «درو» کنند و از اسباببازیهای برادرزادههای …
۱۳ مارس است، روز تولد دونالد. پسرها میخواهند برای او یک جعبه سیگار برگ بخرند، اما بیپول هستند. آنها سریعاً کمی کار باغبانی انجام میدهند و پول سیگارها را از دونالد میگیرند (بدون اینکه دلیلش را به او بگویند)، اما او مجبورشان میکند پول را در قلک بگذارند. مس…
یک سوسک پیر که در همسایگی دونالد داک زندگی میکند، برای سوسک جوانی که تحت سرپرستیاش است توضیح میدهد که چرا باغچه دونالد آن بهشتی که به نظر میرسد نیست. او این کار را با تعریف کردن ماجرای نبردهای خودش با دونالد در اولین باری که باغچه را کشف کرد و فرار جانبه…
انیمیشن دو برداشت مختلف از داستانهای "سوار بی سر" و "باد در درختان بید" را ارائه می دهد...
در ادامه سنت بزرگ آثار کلاسیک موزیکال دیزنی، «زمان ملودی» شامل هفت داستان جاودانه است که هر کدام با موسیقی پرشور و شخصیتهای فراموشنشدنی همراه شدهاند. در این ضیافت شوخطبعانه برای چشمها و گوشها، قطعاً با ریتم موسیقی همراه خواهید شد.
دارکوب زبله یک بیمه عمر میخرد که ذینفع آن باز بزارد است؛ کسی که میخواهد هرچه زودتر پول بیمه را به جیب بزند.
اندی در روزنامه میخواند که والی والروس، مامور جمعآوری سگها، دارد میآید تا از هر صاحب سگی مبلغ ۳ دلار مالیات سگ بگیرد. او که تا حدی خسیس است، سگش را در کمد از دید والی پنهان میکند، اما والی پس از ورود به خانه اندی، همچنان به چیزی مشکوک است. او از یک کک آمو…
دونالد هنگام خوردن ناهار زیر باران گیر میافتد. او برای نوشیدن یک فنجان قهوه به رستورانی پناه میبرد، اما رستوران «شز پیر» بسیار مجلل و گرانقیمت است. در نهایت، او با صورتحسابی ۳۵.۹۹ دلاری مواجه میشود، در حالی که فقط یک قطره قهوه خورده و تنها یک سکه پنجسنتی…
ملوان زبل و اولیو در عربستان سوار بر شتر هستند. آنها برای آب دادن به شتر و کمی استراحت توقف میکنند؛ اولیو با صدای بلند آرزو میکند که کاش میتوانست یک شیخ را ببوسد. شیخی که شباهت زیادی به بلوتو دارد، تصادفی این حرف را میشنود و یک غرفه بوسه راه میاندازد. او…
اولیو که از شعارهای سیاسی خسته شده است، برنامهها و اهداف انتخاباتی خود را ارائه میدهد.
اولیو اویل خواننده به یک نوازنده همراه نیاز دارد و ملوان زبل و بلوتو هر دو برای این کار داوطلب میشوند.
برادرزادههای ملوان زبل ترجیح میدهند به جای اسفناج، همبرگر بخورند؛ بنابراین ملوان زبل برخی از ماجراجوییهای گذشته خود را تعریف میکند که در آنها اسفناج نجاتبخش او بوده است.
ملوان زبل و اولیو در آبهای نزدیک میامی در حال استراحت هستند که طوفانی شدید رخ میدهد. این طوفان آنها را به قطب شمال میبرد. خوشبختانه، پنگوئنی از راه میرسد که برای مرکز تجاری پیر تبلیغ میکند؛ اما متأسفانه، پیر به اولیو چشم دوخته است.
فصل شکار است و همه اردکها عاقلانه پنهان شدهاند؛ به جز این جوجهاردک تازه از تخم درآمده که معلوم میشود حریف قدری برای دو شکارچی ناشی و دستوپاچلفتی است.
گربهای که بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته، واقعاً از زندگی با انسانها متنفر است؛ بنابراین تصمیم میگیرد برای رسیدن به آرامش و سکوت به ماه برود.
جورج و جونیور به دنبال شکار کوچکترین پیگمی جهان هستند.
پس از اینکه دارکوب زبله به جرم ولگردی از پارک شهر بیرون انداخته میشود، تصمیم میگیرد شرایط زندگی خود را بهبود ببخشد. او در روزنامه میخواند که والی والروس میلیونر به دنبال به سرپرستی گرفتن یک نوزاد پسر است، بنابراین لباس نوزاد میپوشد و خود را پشت در خانه وال…
2,826 عنوان، صفحه 104 از 118