وودی خسته و کوفته در خیابانها به دنبال جایی برای استراحت میگردد. او به مسافرخانه والی والروس برمیخورد که پذیرای مسافران است. او وارد خانه والی میشود، روی تخت جا خوش میکند و زنگ ساعت خود را کوک میکند. متاسفانه وودی با خروپفهای مداوم، خندهها و تکان خوردن…