دونالد داک موقع پختن پنکیک برای صبحانه دچار دردسرهای زیادی میشود؛ چرا که چیپ و دیل مشغول شیطنت و خرابکاری هستند. دونالد نقشههای مختلفی را برای خلاص شدن از دست آنها امتحان میکند، اما آنها بارها و بارها نقشههای او را نقش بر آب میکنند.
صفحه 105
دونالد داک موقع پختن پنکیک برای صبحانه دچار دردسرهای زیادی میشود؛ چرا که چیپ و دیل مشغول شیطنت و خرابکاری هستند. دونالد نقشههای مختلفی را برای خلاص شدن از دست آنها امتحان میکند، اما آنها بارها و بارها نقشههای او را نقش بر آب میکنند.
دونالد از اتوبوس پیاده میشود و به امید یک خواب خوب شبانه به خانه میرود. در ابتدا، برنامههای او برای استراحت با یک سایهبان پنجره باز که نور یک تابلوی چشمکزن را به داخل میآورد، به هم میخورد. پس از حل آن مشکل، دونالد به خاطر چکهکردن مداوم شیر آب بیدار نگه…
دونالد تلاش میکند خانه به خانه برس بفروشد، اما چون هیچکس متوجه حرفهایش نمیشود، کسی چیزی از او نمیخرد. او به طور اتفاقی با یک دستفروش خیابانی مواجه میشود که قرصهای تقویت صدا میفروشد. قرصها عالی عمل میکنند، اما تعداد آنها محدود است و طبیعتاً آخرین قر…
خانه موشهای بیسرپرست، موش یتیمی به نام نیبلز را میفرستد تا روز شکرگزاری را با جری بگذراند. متأسفانه نیبلز همیشه گرسنه است.
به دارکوب زبله یک نقش سینمایی پیشنهاد میشود، به شرطی که ساعت ۹:۰۰ صبح به استودیو برسد و حتماً باید یک کلاه سیلندری بر سر داشته باشد. تنها کلاه او توسط بیدها خورده شده است، بنابراین او به مغازه کلاهفروشی والی والروس میرود تا یک کلاه جدید بخرد (و برای یکبار …
اولین دوره بازیهای المپیک با حضور هرکول (که شبیه به یک بلوتوی بسیار عضلانی است اما صدایش کمی متفاوت است) آغاز میشود؛ او هر کسی را که بتواند کارهای خارقالعاده او را تکرار کند به چالش میکشد. ملوان زبل طبیعتاً این چالش را میپذیرد. ابتدا آنها با حیوانات مبار…
ملوان زبل با قایق پارویی خود به دنبال کشتی میفلاور حرکت میکند و در نهایت به ساحل پلیموت راک میرسد.
پورکی پیگ و سیلورستر گربه شب را در یک خانه قدیمی و تاریک سپری میکنند، خانهای که وحشتهای آن را فقط سیلورستر میبیند.
در پیست مسابقه، تماشاچیان مختلف (که همگی شبیه گوفی هستند) روی اسبها شرطبندی میکنند. یک گوفی شیک و ثروتمند روی اسب به همان اندازه شیک «اسنپشات ۳» شرط میبندد، در حالی که گوفی معمولیتر روی اسب خسته و رنجور «مو پیره» شرط میبندد. وقتی مسابقه شروع میشود، اسن…
دونالد در حال آماده کردن یک پیکنیک کوچک است که متوجه عبور چند مورچه میشود. او تصمیم میگیرد یکی از آنها را اذیت کند و برای این کار، کلی غذا روی کول مورچه تلنبار میکند. مورچه در نهایت زمین میخورد، اما متوجه میشود که دونالد روی یک گنجینه واقعی از غذا نشسته…
یک زنبور در میان گلهای دونالد در حال پرواز است که متوجه بهشت واقعی از گلها میشود؛ اما این گلها در واقع طرح کاغذ دیواریهایی هستند که دونالد دارد نصب میکند. زنبور از اینکه نمیتواند روی گلها بنشیند کلافه میشود و دونالد هم با استفاده از این گلهای مصنوعی …
به دلیلی، دونالد سرپرستی یک نوزاد را به عهده میگیرد. معلوم میشود که او یک اردک نیست، بلکه یک کانگورو است. دونالد جوی کوچک را به خانه میبرد و سعی میکند او را حمام کند، در حالی که خانم مهربان اداره سرپرستی از پشت تلفن به او میگوید چه کار کند. بعد از حمام، ب…
برادرزادههای دونالد کثیف و خاکی از بازی بیرون به ناهار میآیند. دونالد آنها را میفرستد تا دست و روی خود را بشویند؛ وقتی میبیند کار را سرسری انجام دادهاند، آنها را بدون شام به تختخواب میفرستد. آنها برای به دست آوردن غذا نقشه میکشند؛ دونالد مچ آنها را …
ملوان زبل در حال قایقسواری با اولیو است که اولیو یک کشتی دزدان دریایی را میبیند. آنها به سرعت اسیر میشوند و ملوان زبل باید اولیو را از دست کاپیتان دزدان دریایی (که در ابتدا جذاب به نظر میرسد) نجات دهد. او ترفندهای مختلفی مانند پوشیدن لباس زنانه را امتحان …
ملوان زبل و اولیو در یک سفر سافاری در آفریقا هستند؛ او با یک تفنگ و اولیو با یک دوربین عکاسی. اولیو به طور تصادفی با مردی شبیه به تارزان (بلوتو) روبهرو میشود و آن دو بلافاصله شیفته یکدیگر میشوند. ملوان زبل متوجه این موضوع میشود و حاضر نیست اجازه دهد این مر…
ملوان زبل و بلوتو در یک شهربازی بر سر اولیو با یکدیگر مبارزه میکنند.
ملوان زبل و اولیو در پارک در حال غذا دادن به سنجابها هستند که کنت مارو (بلوتو) ثروتمند و شیکپوش که یک شعبدهباز و شوخطبع است، سوار بر اسب خود میآید و اولیو را میدزدد، در حالی که با یک سیگار انفجاری و ترفندهای دیگر ملوان زبل را فریب میدهد.`
دونالد و دیزی در حال قدم زدن هستند که یک گلدان به سر دونالد برخورد میکند. او متقاعد میشود که یک خواننده مشهور است و به زیبایی آواز میخواند، اما دیزی را نمیشناسد. او در واقع مشهور میشود. دیزی از اینکه نمیتواند او را فراموش کند ویران شده و به یک روانپزشک …
دارکوب زبله که بیکار شده است، از نداشتن سرپناه شکایت میکند. یک کلاهبردار چربزبان او را متقاعد میکند تا چند «لوبیا سحرآمیز» بخرد و قول میدهد که این لوبیاها خانهدار شدنش را تضمین میکنند. همانطور که انتظار میرفت، دارکوب زبله از ساقه لوبیایی که رشد کرده با…
بلوتو، بالنسوار جسور، در یک کارناوال توجه اولیو را به خود جلب میکند که این موضوع باعث ناراحتی ملوان زبل میشود. بلوتو موفق میشود چند بار ملوان زبل را خراب کند و در نهایت در بازی پرتاب توپ یک انگشتر برنده میشود و اولیو را با خود به بالن میبرد. البته او سعی…
عمو تام داستان دلهرهآور تلاش سایمون لگری بدجنس برای مصادره کلبه چوبی سادهاش را تعریف میکند. این اثر یک انیمیشن کوتاه آمریکایی محصول ۱۹۴۷ به کارگردانی تکس آوری است. این فیلم کوتاه هجویهای بر رمان «کلبه عمو تام» است و دومین پارودی آوری از این رمان به شمار می…
دونالد داک هرگز باور نمیکند، اما او از راه رفتن در خواب رنج میبرد. او در این وضعیت بیخبری مطلق، هر شب به خانه دیزی میرود، گویی زمان قرار عاشقانه آنهاست؛ دیزی با دانستن اینکه نباید یک خوابگرد را بیدار کرد یا با او مخالفت کرد، با او همراهی میکند، اما دنبا…
دونالد در حال سفر در حومه شهر است و تصمیم میگیرد برای شب استراحت کند. او به دلیل هزینه ۱۶ دلاری متل، از اقامت در آنجا خودداری میکند و در یک منطقه جنگلی چادر میزند. او ابتدا با باد کردن تشک بادی مشکل پیدا میکند، سپس با یک تخته سنگ مزاحم روبرو میشود و در نه…
دارکوب زبله در روزنامه میخواند که فصل شکار بلدرچین از ساعت ۵ صبح فردا آغاز میشود. او که نمیخواهد شکار بلدرچین را از دست بدهد، تصمیم میگیرد شب خوبی را بخوابد. اما چالشهایی در پیش است.
2,825 عنوان، صفحه 105 از 118