پادشاه روزیتا را به زندان میاندازد و وقتی دون دیگو، معشوق روزیتا، سعی میکند از او دفاع کند، او نیز به زندان افکنده میشود. در حالی که دون دیگو به اعدام محکوم شده است، پادشاه که هوس روزیتا را در سر دارد، تصمیم میگیرد او را در یک ویلای مجلل اسکان دهد. پادشاه برای اعطای یک عنوان اشرافی به روزیتا، او را به عقد یک نجیبزاده نقابدار درمیآورد که مشخص میشود همان دون دیگو است.