الا، در ۱۹ سالگی آماده است تا زندگی بزرگسالیاش را بر اساس خواستههای خودش آغاز کند. او با وجود داشتن معلولیت و استفاده همیشگی از ویلچر، رویای داشتن اولین آپارتمان مستقلش را در سر دارد تا بتواند برای ادامه تحصیل خانه را ترک کند. اما رد شدن درخواست کمکهزینهاش باعث میشود به جای استقلال، به یک مرکز نگهداری منتقل شود؛ ضربهای سنگین به رویای دیرینهاش. درست زمانی که فشارهای اداری او را احاطه کردهاند، الا تجربهای کاملاً تازه را لمس میکند: اولین عشق.