در این فیلم که درباره پدر و مادر اینگمار برگمان است، هنریک برگمان در حال تحصیل برای کشیش شدن است و تلاش میکند مخارج زندگی خود را تامین کند که با آنای دوستداشتنی و ثروتمند آشنا میشود. با وجود تفاوتهای اجتماعی، هنریک و آنا عاشق یکدیگر میشوند، ازدواج میکنند و به روستا نقلمکان میکنند. آنها زندگی آرامی دارند و هنریک به عنوان کشیش کار میکند، اما طولی نمیکشد که مردم ساده و محیط بیآلایش آنجا، آنا را دلتنگ یک سبک زندگی مجللتر میکند و این موضوع باعث ایجاد تنش در زندگی زناشویی آنها میشود.