این داستان که چندین نسل را در بر میگیرد، با یک تاجر ثروتمند به نام لیند و همسرش آغاز میشود که در سرمای شدید زمستان برای غسل تعمید دختر نوزادشان در حال سفر هستند. آنها مورد حمله گرگها قرار میگیرند و نوزاد را گم میکنند. نوزاد توسط یک مرد لاپ به نام یامپا پیدا شده و سپس توسط یک پرورشدهنده ثروتمند گوزن شمالی بزرگ میشود.