در یک روستای کوچک و محافظهکار اسکاتلندی، یک کارگر سکوی نفتی در یک حادثه فلج میشود. همسرش که برای بازگشت او دعا کرده بود، احساس گناه میکند؛ به ویژه زمانی که شوهرش از او میخواهد با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار کند.