جف داوسون، چاهکن نفت، تمام تلاش خود را میکند تا با وجود حملات مداوم راهزنان، یک چاه نفت را در مکزیک به بهرهبرداری برساند. او از کارفرمای سابق خود، وارد کانوی، درخواست کمک میکند؛ اما کانوی که اکنون با مارینا، معشوقه سابق داوسون ازدواج کرده است، از ترس اینکه همسرش بخواهد رابطه عاشقانه خود را با داوسون از سر بگیرد، درخواست او را رد میکند.