وقتی گلهدارانِ ویل اندرسن او را به مقصد معادن طلا ترک میکنند، این دامدار مجبور میشود برای رساندن به موقع گلهاش به بازار و جلوگیری از ورشکستگی مالی، گروهی از پسران جوان را به عنوان کابوی استخدام کند. این پسرها تحت آموزش اندرسن یاد میگیرند که کار یک مرد بالغ را انجام دهند؛ با این حال، نه او و نه پسرها نمیدانند که یک باند از سارقان احشام در تعقیب آنها هستند.