اولدریش «فایولو» فایتاک، دانشجویی که دوستدخترش بلا بلاژیووا را مورد آزار کلامی شبهاگزیستانسیالیستی قرار میدهد، راهی یک کمپ کار تابستانی داوطلبانه در یک مزرعه میشود و در آنجا با پدربزرگ او ملاقات میکند.