دو کارمند زن که پسانداز خود را خرج میکنند تا چند روزی از زندگی بیدغدغه لذت ببرند، دو لولهکش که به دنبال یک ماجراجویی جنسی هستند، یک پیمانکار ساختمان که مصمم است تمام دستمزد کارگرانش را پای الکل هدر دهد و یک سرگرد سابق که به دلیل آزار و اذیتهای سیاسی به الکل پناه آورده است؛ این افراد در بار یک اقامتگاه اسکی در کوههای تاترای مرتفع با یکدیگر ملاقات میکنند. در طول یک شب، آنها به تدریج از رویاهای بربادرفته، توهمات و ناامیدیهای «مردم عادی» آن دوران پرده برمیدارند.