ویجی کومار فرزند نامشروع یک غول صنعت ساختمانسازی به نام راج کومار گوپتا و اولین عشق او، شانتی است؛ زنی که راج برای ازدواج با یک وارث ثروتمند او را رها کرده بود. راج از وجود این پسر بیخبر است. ویجی بزرگ میشود و پس از مرگ مادرش به دهلی میرود تا با نابود کردن کسبوکار خانواده گوپتا و خراب کردن رابطه آنها با یکدیگر، از این خانواده انتقام بگیرد.