وندی والتون بهترین طراح در بوستون است، اما هنوز کسی این را نمیداند. وندی به امید شروع جدی فعالیت حرفهای خود، کار در تئاتر محلی را رها کرده تا به عنوان دستیار پریسیلا هال، معتبرترین طراح شهر، مشغول به کار شود. خانم هال شبانهروز از وندی کار میکشد و همین باعث میشود که وندی اواخر یک شب در آسانسور با غریبهای بسیار جذاب گیر بیفتد. وندی و آن مرد مرموز پیش از باز شدن درها و فرار وندی، بوسهای احساسی، رمانتیک و سرنوشتساز را تجربه میکنند. روز بعد در محل کار، وندی با باز کردن در، همان آقای جذاب را در مقابل خود میبیند.