کانزاس، ۱۹۱۰. جیکوب ویتینگ، کشاورز بیوهمرد، متوجه میشود که مراقبت همزمان از مزرعه و دو فرزندش، آنا و کیلب، به تنهایی بسیار دشوار است. او آگهی استخدام همسر در روزنامه منتشر میکند و سارا ویتون «ساده و بلندقامت» به آن پاسخ میدهد و به زودی از مین به کانزاس سفر میکند تا همسر جیکوب شود. با وجود عشقی که میان سارا و این خانواده شکل میگیرد، سارا دلتنگ خانهاش میشود و در نهایت باید انتخاب کند که بماند یا برود.