در یک بعدازظهر آفتابی، پیرمردی با یک زن رختشوی درباره عشقش به منطقه پرووانس صحبت میکند؛ سپس پرچم سیاهی بر فراز بنای یادبود شهر برافراشته میشود: خبری از رادیو پخش شده که فورستر، آهنگساز مشهور که در این شهر متولد شده بود، به تازگی درگذشته است.