«کریسمس خوششانس» داستان هالی سرونی است؛ مادری مجرد که تلاش میکند زندگیاش را دوباره سروسامان دهد، اما وقتی میفهمد بلیط بختآزمایی برندهاش در داشبورد ماشینش بوده که بهتازگی دزدیده شده، تمام امیدهایش نقش بر آب میشود. مایک رانوسکی، کارگر ساختمانی که پشت ماجرای ناپدید شدن اموال هالی است، با نقشهای حسابشده همراه میشود تا با هالی دوست شود و او را مجبور کند نصف جایزه را به او بدهد. اما مایک بهطور غیرمنتظرهای عاشق هالی میشود و میفهمد که در زندگی، چیزهای بسیار مهمتری از پول بادآورده در آستانه تعطیلات وجود دارد.