زوئی دیویس یک برنامهریز عروسی موفق و بسیار پرکار در کلانشهر است. وقتی پدرش برای کمک در کافه خانوادگی از او درخواست کمک میکند، او با خوشحالی به زادگاه دنج خود، شهر رمانس در اورگان برمیگردد. او نمیداند که مادرش قبلاً ویل را برای کمک استخدام کرده است؛ یک سرآشپز مشتاق که از قضا عشق دوران کودکی زوئی هم بوده است! تنشها بین زوئی و ویل بالا میگیرد، اما جذابیت میان آنها نیز بیشتر میشود. آیا آنها اختلافات خود را حل کرده و عشق گمشدهشان را دوباره پیدا میکنند؟