میدلتون برای جشن دویستسالگی خود آماده میشود و قرار است «گری هاوس» محل برگزاری مهمانی باشد. کاسی، جادوگر خوب، در حال بازسازی آنجا به عنوان یک مسافرخانه است. نخستین و تنها مهمان او، نیک چیسن، ادعا میکند که از بستگان دور است. او مدارکی ارائه میدهد که ثابت کند وارث سازنده بنا، یعنی کاپیتان همبلین در دوران استعمار است و مدعی میشود که «بانوی خاکستری» معشوقه او بوده و ملک را دزدیده است. جیک راسل، رئیس پلیس و دلباخته کاسی، تمام تلاشش را میکند تا او را برای مبارزه و رد این ادعا ترغیب کند. در همین حال، براندون توسط بچههای محلی به چالش کشیده میشود و مهارتهای باغبانی جورج منجر به یک ماجرای عاشقانه میشود.