در کوههای کارپات اوکراین قرن نوزدهم، عشق، نفرت، زندگی و مرگ در میان مردم هوتسول همانگونه است که از آغاز زمان بوده است. ایوان مجذوب ماریچکا، دختر جوان و زیبای مردی میشود که پدرش را کشته است. اما سرنوشت به شکلی تراژیک رقم میخورد که این دو عاشق از هم جدا بمانند.