در طول جنگ جهانی دوم، به آلیوشا اسکورتسوف، سرباز جوان و مخلص روسی، به خاطر انجام کاری قهرمانانه در میدان نبرد، یک مرخصی کوتاه پاداش داده میشود. او که دلتنگ خانه است، تصمیم میگیرد به ملاقات مادرش برود. با این حال، آلیوشا به دلیل روحیه مهربانش مدام برای کمک به کسانی که در مسیر با آنها روبرو میشود، از جمله دختری دوستداشتنی به نام شورا، از مسیر خود منحرف میشود. او در سفر خود در کشوری ویرانشده از جنگ، تلاش میکند تا امید را زنده نگه دارد.