پس از اینکه گروهی از اراذل و اوباش مست به یک شهر کوچک سرخپوستی هجوم میبرند، کشیش گودنایت را میکشند و به زنان تجاوز میکنند، یولا گودنایت از کلانتر ایالات متحده، کاگبرن، کمک میخواهد تا آنها را شکار کند و قاتلان پدرش را به عدالت بسپارد.