در دهه ۱۸۶۰، تراویس کوتس جوان به همراه مادر و برادر کوچکترش وظیفه مراقبت از مزرعه خانوادگی را بر عهده میگیرد، در حالی که پدرش برای هدایت گله گاوها به سفر رفته است. وقتی یک سگ ولگرد زرد رنگ و ناخوانده به خانه آنها میآید، تراویس با بیمیلی سرپرستی این سگ را قبول میکند.