کوههای پوشیده از برف؛ اما نگران نباشید، پلوتو سگ نجات در حال انجام وظیفه است. البته با توجه به اینکه او به سختی میتواند خودش را نجات دهد، شاید بهتر باشد نگران باشید. یک فوک بازیگوش مدام بشکه نوشیدنی او را میدزدد.
صفحه 20
کوههای پوشیده از برف؛ اما نگران نباشید، پلوتو سگ نجات در حال انجام وظیفه است. البته با توجه به اینکه او به سختی میتواند خودش را نجات دهد، شاید بهتر باشد نگران باشید. یک فوک بازیگوش مدام بشکه نوشیدنی او را میدزدد.
در جنگلهای آفریقا، راوی ما را با پرندگان مختلفی که در آنجا زندگی میکنند و دونالد داک، عکاس حیات وحش که قصد دارد عکسهایی بگیرد، آشنا میکند. متأسفانه، تمام تلاشهای او برای عکاسی از پرندگان توسط «دلقک جنگل»، یعنی مرغ آراکوان خراب میشود. به عنوان مثال: وقتی …
دونالد یک غرفه تیراندازی را اداره میکند. برادرزادههایش از آنجا رد میشوند و او به آنها یک تیراندازی رایگان پیشنهاد میدهد، اما وقتی اولین نفر به تمام هدفها میزند، دونالد خسیس معروف، یک جایزه ارزانقیمت را جایگزین جایزه اصلی میکند. او سپس به دو پسر دیگر ت…
یک سوسک مسنتر از گونهای کمیاب به یک سوسک جوان رهگذر توصیه میکند که از رودخانه عبور نکند، جایی که احتمال دارد توسط دونالد، کلکسیونر حشرات، به دام بیفتد؛ همانطور که خودش در جوانی نزدیک بود به دام بیفتد.
گوفی به شکار مرغابی میرود.
یک پزشک با توضیح دادن اینکه واکسیناسیون چگونه از گروهی از پسران در برابر بیماری محافظت میکند، آنها را متقاعد به واکسینه شدن میکند. بخشهای پویانمایی، بدن را به طور استعاری به عنوان شهری نشان میدهند که توسط گلبولهای خون دفاع میشود؛ گلبولهایی که با واکسین…
یک صحنه برفی؛ دیزی یک پالتو پوست میخواهد، بنابراین دونالد یک توله خرس را از مادر خوابیدهاش میدزدد. اما مادر بیدار میشود و رد دونالد (و تولهاش) را میزند. دونالد از پالتو پوست خود استفاده میکند تا خود را به شکل یک توله خرس جا بزند. توله خرس واقعی بازمیگر…
گرگ از زندان آلکا-فیز فرار میکند، اما گروهبان مکپودل (دروپی) خستگیناپذیر از پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا، هر جا که او میرود ردش را دنبال میکند.
دونالد ماشینش را دوباره رنگ میکند و پرندهای روی آن مینشیند. در هرج و مرج بعدی، ماشین پر از جای دست میشود، با دهها رنگ مختلف لکهدار میشود، رنگش کنده میشود و با محتویات داخل صندلیها پوشانده میشود به طوری که شبیه به یک سگ گله میشود.
دیزی به دونالد میگوید که باید انگلیسی و رفتارش را بهتر کند تا دوباره او را ببیند. خوشبختانه، یک همزاد دقیق با لهجه انگلیسی، گفتار واضح و رفتاری بیعیب و نقص از آنجا عبور میکند. دونالد او را متقاعد میکند که خود را به جای دونالد جا بزند، اما با دیدن آغوش و بو…
تصویری اسطورهای از یک مراسم قربانی بتپرستانه در سوئد دوران پیش از تاریخ.
اولیو در حال ساختن یک خانه است که سر و کله پسرها پیدا میشود. آنها کمی خودنمایی میکنند تا او را متقاعد کنند که اجازه دهد خانه را برایش بسازند. او تصمیم میگیرد کار را نصف کند؛ نقشهها را از وسط نصف میکند و از هر کدام میخواهد یک طرف خانه را بسازند. البته «ه…
دو سنجاب برای خود خانهای دنج در اجاق هیزمی یک کلبه خالی ساختهاند. آنها در یک قوطی کبریت میخوابند، خود را در یک پوست بلوط خالی پر از آب میشویند و به انعکاس خود در پشت قاشق که به عنوان آینه حمامشان عمل میکند نگاه میکنند. آنها حتی یک راه پله ساخته شده با …
دونالد یک جنگلبان است که مأمور شده تا از درخت غولپیکر «سکوئیای کهنسال» در برابر یک جفت سگ آبی محافظت کند؛ سگهای آبی که تاکتیکها و حرف زدنشان شباهت عجیبی به چیپ و دیل دارد.
در شبی که دونالد داک قول داده بود دیزی را بیرون ببرد، متوجه میشود که کاملاً بیپول است. او که برای هزینههای شب به پول نیاز دارد، آن را از آخرین جایی که میشناسد برمیدارد: قلک سه برادرزادهاش. پس از گردش شبانه، دیزی از این ولخرجِ «پولدار» تشکر میکند، که این…
دونالد به عنوان کادوپیچ در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار میشود.
دونالد به دیدن دیزی میرود. وقتی نمیتواند پنجرهای را باز کند، از کوره در میرود و عملاً خانه او را ویران میکند. دیزی تا زمانی که دونالد فکری به حال این عصبانیت خود نکند، او را نخواهد پذیرفت. دونالد یک دستگاه پستیِ ترک عصبانیت سفارش میدهد که تضمین میکند اگ…
دارکوب زبله برای غذا خوردن بیرون میرود و به اشتباه وارد مغازه یک تاکسیدرمیست میشود، چرا که فکر میکند آنجا رستوران است. تاکسیدرمیست هم که به دنبال یک دارکوب برای خشک کردن میگردد، حقیقت را به او نمیگوید.
مو به جرم حمله به کرلی و لری با تبر در حال محاکمه است. مو تعریف میکند که چگونه کرلی و لری او را برای آرامش اعصابش به شکار بردند. در جنگل آنها با خرسی روبرو شدند که کرلی و لری آن را بیهوش کردند و با تصور اینکه مرده است، به پشت ماشین انداختند. خرس بیدار شد، مو…
دونالد در حال گوش دادن به یک برنامه رادیویی است که روش ساخت یک هواپیما از پلاستیک را آموزش میدهد؛ فرآیندی که بسیار شبیه به پختن کیک، کلوچه و درست کردن نان تست است. او هواپیما را برای یک پرواز آزمایشی بیرون میبرد، در حالی که همچنان از راهنماییهای رادیو استفا…
به دونالد داک دستور داده میشود تا یک فرودگاه ژاپنی را نابود کند. او پس از پرش با چتر نجات از هواپیما، در یک جنگل ژاپنی فرود میآید. او از یک قایق بادی برای عبور از رودخانه استفاده میکند، اما به محض اینکه قایق پر از آب میشود، دونالد برای نجات جانش شروع به دو…
دونالد در حال تلاش برای جمعآوری تخم یک کندور (کرکس آمریکایی) است که ناگهان کندور مادر بازمیگردد. او درون یک تخم خالی پنهان میشود و وقتی مادر بزرگ و گرم روی تخم مینشیند، از کارش پشیمان میشود. پشیمانی او زمانی بیشتر میشود که از تخم «بیرون میآید» و مامان ا…
پیتِ پادراز در حال تمرین ترومبون است، آن هم به بدترین شکل ممکن. نوازندگی او آنقدر بد است که خدایان، ژوپیتر و ولکان، و همچنین همسایهاش دونالد را کلافه کرده است. فقط دونالد آنقدر جسارت دارد که با او روبرو شود. او این کار را میکند و پیت با لگد او را به خانها…
آژاکس، گوریل قاتل، از باغوحش فرار کرده است. برادرزادههای دونالد لباس گوریل میپوشند، اما طولی نمیکشد که دونالد با گوریل واقعی روبرو میشود و آنها شروع به تعقیب یکدیگر میکنند تا اینکه رادیو دستورالعملهایی را برای رام کردن آژاکس پخش میکند.
567 عنوان، صفحه 20 از 24