قرن چهاردهم. « شاه استفان » و همسرش صاحب دخترى مى شوند. پرى شيطان صفتى از اين كه به جشن تولد نو رسيده دعوت نشده به خشم مى آيد و شاهزاده خانم را طلس…
زن خانه برای چند ساعت بیرون رفته و نوزادش را به یک پرستار نوجوان سپرده است. تام و جری باید به تعقیب و گریزهای همیشگی خود پایان داده و آتشبس اعلام کنن…
جورج، پسرعموی تام که ترس شدیدی از موشها دارد، به ملاقات او میآید. جری حسابی گیج شده است، زیرا تام و جورج کاملاً شبیه به هم هستند.
گردشگران زبالههای زیادی به جا گذاشتهاند. جنگلبان وودلور خرسهایش را به کار میگیرد تا با تبدیل کردن کار به یک بازی (و رقص) محیط را تمیز کنند، اما وق…
هامفری خرس شانس زیادی در ماهیگیری ندارد؛ هر بار که ماهیهای خوبی صید میکند، حواسش پرت میشود و آنها را میاندازد. بنابراین او به سراغ صید ماهیگیرا…
«روحیه شکارچی» دونالد او را به یک سفر شکار میبرد. متأسفانه، به نظر میرسد بقیه هم همین ایده را دارند.
برادرزادههای دونالد همیشه به جای انجام کارهایشان مشغول بازی هستند. دونالد میخواهد آنها را تنبیه کند، اما «صدای روانشناسی کودک» او را متقاعد میکند …
دروپی و اسپایک برای استخدام به عنوان سگ بندباز در سیرک درخواست میدهند و هر کدام که بهترین نمایش را در انواع «آزمونهای قدرت و شجاعت» ارائه دهد، کار ر…
اسپایک ولگرد خود را به شکل یک پسر بچه درمیآورد تا با دروپی پیشاهنگ برای کسب عنوان بهترین پیشاهنگ و سفر برای ملاقات با رئیسجمهور رقابت کند.
« آليس » به دنبال خرگوش سفيدى مى رود و به داخل سوراخى سقوط مىك ند . از اينجا به بعد مجموعهاى از حادثه هاى عجيب و نامعقول براى او رخ مى دهند...
یک گربه کلاهگیس سگی را میدزدد تا اسپایک بولداگ را فریب دهد و فرصتی پیدا کند تا قناریای را که اسپایک از آن نگهبانی میکند، بخورد.
گرگ از زندان آلکا-فیز فرار میکند، اما گروهبان مکپودل (دروپی) خستگیناپذیر از پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا، هر جا که او میرود ردش را دنبال میکند.
دروپی به دنبال گرگ، یک یاغی خطرناک، میافتد که لو، یک خواننده زن جذاب را از کافه ربوده است.