پو و گروه پنج آتشین از افسانه سه تن از بزرگترین قهرمانان کونگفو پرده برمیدارند: استاد کرگدن رعدآسا، استاد گاو طوفانی و استاد کروکودیل.
صفحه 68
پو و گروه پنج آتشین از افسانه سه تن از بزرگترین قهرمانان کونگفو پرده برمیدارند: استاد کرگدن رعدآسا، استاد گاو طوفانی و استاد کروکودیل.
پس از شکست تحقیرآمیز ۹۹۹ام، تمام اعضای تیم بیسبال چارلی براون او را ترک میکنند. همه چیز از دست رفته به نظر میرسد؛ تا اینکه چارلی براون متوجه میشود تیمش میتواند به لیگ کوچک بپیوندد و با لباسهای واقعی به یک تیم رسمی تبدیل شود! اما همانطور که اشتیاق تیم شعل…
یک کودک ۵ ساله برای زندگی نزد مادربزرگش در شهر کوچکی در تایوان میرود. او به زودی متوجه میشود که مادربزرگش نه تنها یک فروشنده غذاست، بلکه در شکار ارواح نیز مهارت دارد. یک روز، او به طور تصادفی وحشیترین روح را آزاد میکند که باعث رها شدن بقیه ارواح میشود...
آرون، پسرک طبلزن، تلاش میکند تا از ناقوسهای نقرهای بزرگ یک ناقوسساز در برابر مصادره شدن توسط سربازان رومی محافظت کند.
یک اثر هنری باشکوه که قهرمانان اساطیر باستان چک را دوباره زنده میکند. این فیلم از هفت بخش تشکیل شده است: چخ نیاکان، بیووی، لیبوشه، پرمیسل، جنگ دختران، هوریمیر و جنگ لوکا.
کرواسی، ۷ ژانویه ۱۹۹۲: در بحبوحه جنگ، جسد یک روزنامهنگار جوان در حالی که یونیفرم یک گروه مزدور بینالمللی را بر تن دارد پیدا میشود. بیست سال بعد، دخترعموی او، آنیا کوفمل، درباره داستان زندگی و مرگ او تحقیق میکند.
مرخصی در ساحل؛ اولیو تا زمانی که پسرها صورت خود را اصلاح نکنند و موهایشان را کوتاه نکنند (ملوان زبل تهریش دارد) حاضر نیست با هیچکدام از آنها بیرون برود. همبرگرخور (ویمپی) آرایشگر در مغازه نیست، بنابراین آنها نوبتی کار را انجام میدهند. ابتدا ملوان زبل به ح…
ملوان زبل میخواهد برای اولیو یک پالتو پوست بخرد، اما پس از درگیری با یک پوستفروش متقلب به نام گیزل، تصمیم میگیرد بهترین راه این است که خودش به شکار خرس برود.
ملوان زبل و پدرش سعی دارند پوکر بازی کنند، اما گریههای مداوم نخودی مزاحم کارشان میشود. پدر میخواهد بچه را کتک بزند، اما ملوان زبل او را متقاعد میکند که به جایش از روانشناسی استفاده کند. ملوان زبل داستان تبر زدن «جورج واشلینکولن» به درخت گیلاس را تعریف می…
ملوان زبل سگ جادویی خود، جیپ، را به دیدن اولیو و سویپیا میبرد، درست در همان زمانی که این کودک نوپا از گهوارهاش فرار کرده است. جیپ، ملوان زبل را در یک تعقیب و گریز پرماجرا برای پیدا کردن سویپیا هدایت میکند.
اولیو یک داستان روحی برای ملوان زبل و بلوتو میخواند. بلوتو آنجا را ترک میکند و یک خانه جنزده راه میاندازد تا آنها را به آنجا بکشاند. اما آنها خیلی زود متوجه نقشه او میشوند و از آن بهتر، یک قوطی رنگ نامرئیکننده پیدا میکنند.
یک پلیس راهنمایی و رانندگی سعی میکند به بتی نزدیک شود؛ بتی برای فرار از دست او سرعت میگیرد، دستگیر میشود و تحت یک محاکمه موزیکال قرار میگیرد.
بتی به ساحل میرود و وقتی با اسب لاستیکیاش بیش از حد از ساحل دور میشود، به کمک یک نجات غریق هیکلی و جذاب نیاز پیدا میکند!
بتی به تنهایی در آشپزخانه سخت کار میکند تا اینکه دوستانش (از جمله بیمبو و کوکو) یک جشن تولد غافلگیرکننده برای او میگیرند که حسابی پر سر و صدا و شلوغ میشود.
آرت، که یک نقاش است، بخشنامهای دریافت میکند که در آن جایزهای برای بهترین نقاشی از یک گل کویری اعلام شده است. دارکوب زبله نیز آن را میخواند و تصمیم میگیرد وارد رقابت شود. او و آرت در سراسر کویر بر سر اینکه چه کسی تنها گل کویری منطقه را نقاشی کند، با هم می…
یک ساعتساز برای پیدا کردن یک پرنده فاخته به جنگل میرود و دارکوب زبله را پیدا میکند. ساعتساز با این تصور که یک دارکوب میتواند جایگزین فاخته شود، تصمیم میگیرد او را بگیرد، به خانه ببرد و در ساعت به کار بگیرد. دارکوب زبله ایده دیگری دارد و ساعتساز را با یک…
دارکوب زبله در حال خواندن داستان «هانسل و گرتل» برای دو پسرعموی جوانش، ناتهد (پسر) و اسپلیتر (دختر) است. بچهها تصمیم میگیرند در جنگل گم شوند. گربهای آنها را میبیند و به یک خانه شیرینی زنجبیلی میکشاند. گربه سعی میکند از بچهها پای دارکوب درست کند، اما آ…
وودی دارکوب در حال خوشگذرانی و پرسه زدن در نمایشگاه محلی و باد کردن آدامس بادکنکیاش است و این کار او مزاحمت بزرگی برای تلاشهای بازی بزارد جهت فروش اکسیرهای خانگیاش ایجاد میکند. بازی وودی را میگیرد تا کالاهایش را روی او امتحان کند و وودی اصلا از این اتفاق…
به دارکوب زبله یک نقش سینمایی پیشنهاد میشود، به شرطی که ساعت ۹:۰۰ صبح به استودیو برسد و حتماً باید یک کلاه سیلندری بر سر داشته باشد. تنها کلاه او توسط بیدها خورده شده است، بنابراین او به مغازه کلاهفروشی والی والروس میرود تا یک کلاه جدید بخرد (و برای یکبار …
هنگام سفر در یک بزرگراه جنگلی، بنزین ماشین دارکوب زبله تمام میشود. او قصد دارد با کشیدن بنزین از یک ماشین نزدیک، کمی سوخت به دست آورد، بدون اینکه بداند این ماشین متعلق به والی والروس پلیس است که بلافاصله شروع به تعقیب این پرنده میکند. دارکوب زبله با تغییر چه…
دارکوب زبله و اندی پاندا برای تماشاچیانی از حیوانات مزرعه، یک اجرای پیانو به نمایش میگذارند.
دارکوب زبله و والی در یک آپارتمان همسایه هستند. سرگرمی موردعلاقه دارکوب زبله بازی گلف است؛ اما مایه تاسف است که او به جای بیرون، داخل خانه بازی میکند. در نهایت، والی چوب گلف او را میشکند و از او میخواهد دیگر سر و صدا نکند. دارکوب زبله تصمیم میگیرد با حمام …
دارکوب زبله برای بازی گلف به پارک میرود و خیلی زود با کارگرانی که مشغول سیمانکاری پیادهرو هستند، درگیر میشود.
جمعیتی در ساحل جمع میشوند تا شاهد کتک خوردن دارکوب زبله توسط والی والروس باشند که در حال گذراندن تعطیلات است. والی در قالب فلشبک توضیح میدهد که چرا تلاش میکند خودش را از شر دارکوب زبله خلاص کند.
2,834 عنوان، صفحه 68 از 119
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.