معدنچیان معدن «نور ماین» برای ناهار به کافه بتی بوپ (یک مکان پرجنبوجوش جاز) میروند. در همین حال در معدن، بیمبو به قلمروهای عجیب و غریبی نفوذ میکند.
صفحه 45
معدنچیان معدن «نور ماین» برای ناهار به کافه بتی بوپ (یک مکان پرجنبوجوش جاز) میروند. در همین حال در معدن، بیمبو به قلمروهای عجیب و غریبی نفوذ میکند.
مکس فلایشر (در بخش زنده) پس از کشیدن بتی بوپ، استودیو را ترک میکند؛ بتی و کوکو دندانپزشکی آماتور را امتحان میکنند و آنقدر گاز خندهآور آزاد میکنند که دنیای واقعی را به قهقهه میاندازد.
دارکوب زبله به پارک ملی یلوستون میرود، جایی که با خرسی مواجه میشود که برای گرفتن غذا از مردم دست به هر کاری میزند.
وودی دارکوب یک تعمیرکار و کوککننده پیانو است که پس از پنهان شدن یک سارق بانک درون پیانو و نشانهرفتن اسلحه به سمت او، مجبور به نواختن میشود.
این کارتون نقیضهای از سریال تلویزیونی معروف آن زمان یعنی «دراگنت» است. پلیس درباره یک مجرم فراری به نام «خفاش» که یک داروی تقویتکننده نیروی فوقالعاده در اختیار دارد، هشدار میدهد.
دارکوب زبله در یک خانه روستایی مشغول بازی بیلیارد است که یکی از توپهایش به داخل یک مرغدانی در همان نزدیکی میغلتد. او توپ را پس میگیرد اما باید با مرغی بجنگد که فکر میکند این دارکوب دارد یکی از تخمهایش را میدزدد. دارکوب زبله چندین بار تلاش میکند تا توپ ر…
اسپایک در حال آموزش کباب کردن به پسرش تایک است که تعقیبوگریز همیشگی تام و جری، آشپزی آنها را به هم میریزد.
یک خرس رقصنده از باغوحش فرار میکند و راهش را به خانه تام و جری پیدا میکند. او با تام میرقصد و این کار باعث میشود تام نتواند با پلیس تماس بگیرد؛ جری هم از هر فرصتی برای پخش موسیقی استفاده میکند تا تام و خرس را در حال رقص نگه دارد.
یک جوجه دارکوب گمشده که فکر میکند جری مادرش است، هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد تا این موش را از دست تام که دوباره در حال تعقیب اوست نجات دهد. این اثر یک بازسازی سینماسکوپ از کارتون «دردسرهای تخممرغ» محصول سال ۱۹۴۹ است.
تام کتاب پرفروش جری به نام «زندگی با تام» را میخواند و خاطرات گذشته را مرور میکند.
دونالد تلاش میکند خانه به خانه برس بفروشد، اما چون هیچکس متوجه حرفهایش نمیشود، کسی چیزی از او نمیخرد. او به طور اتفاقی با یک دستفروش خیابانی مواجه میشود که قرصهای تقویت صدا میفروشد. قرصها عالی عمل میکنند، اما تعداد آنها محدود است و طبیعتاً آخرین قر…
دونالد داک هرگز باور نمیکند، اما او از راه رفتن در خواب رنج میبرد. او در این وضعیت بیخبری مطلق، هر شب به خانه دیزی میرود، گویی زمان قرار عاشقانه آنهاست؛ دیزی با دانستن اینکه نباید یک خوابگرد را بیدار کرد یا با او مخالفت کرد، با او همراهی میکند، اما دنبا…
دونالد و دیزی در حال قدم زدن هستند که یک گلدان به سر دونالد برخورد میکند. او متقاعد میشود که یک خواننده مشهور است و به زیبایی آواز میخواند، اما دیزی را نمیشناسد. او در واقع مشهور میشود. دیزی از اینکه نمیتواند او را فراموش کند ویران شده و به یک روانپزشک …
دیزی به دونالد میگوید که باید انگلیسی و رفتارش را بهتر کند تا دوباره او را ببیند. خوشبختانه، یک همزاد دقیق با لهجه انگلیسی، گفتار واضح و رفتاری بیعیب و نقص از آنجا عبور میکند. دونالد او را متقاعد میکند که خود را به جای دونالد جا بزند، اما با دیدن آغوش و بو…
دونالد به عنوان کادوپیچ در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار میشود.
دونالد به دیدن دیزی میرود. وقتی نمیتواند پنجرهای را باز کند، از کوره در میرود و عملاً خانه او را ویران میکند. دیزی تا زمانی که دونالد فکری به حال این عصبانیت خود نکند، او را نخواهد پذیرفت. دونالد یک دستگاه پستیِ ترک عصبانیت سفارش میدهد که تضمین میکند اگ…
دونالد ولگرد شام را از روی میز پیت پایچوبی میدزدد. پیت به دونالد یک قالب دینامیت میدهد و سپس او را به کار قطع کردن درختان میگمارد. گفتن اینکه دونالد یک چوببر بیعرضه است، حق مطلب را ادا نمیکند. پس از چندین حادثه ناگوار، پیت با واگنهای دستی راهآهن به تع…
دونالد و برادرزادههایش کارکنان یک ایستگاه آتشنشانی هستند. هوی، دوی و لویی که از خروپفهای دونالد کلافه شدهاند، زنگ خطر آتشنشانی را به صدا درمیآورند. طولی نمیکشد که دستوپاچلفتیبازیهای دونالد خود ایستگاه آتشنشانی را به آتش میکشد. آنها با شنیدن صدای آ…
دونالد با یک قایق کایاک به سفر میرود. وقتی به محل کمپ خود میرسد، قایق را خالی میکند، با صندلی تاشو خود کلنجار میرود و به خواب میرود. در این میان، سنجابهای جنگل که با صدای قارقار او جذب شدهاند، تمام آذوقه فراوانی را که او بیدقت رها کرده بود با خود میبر…
یک شیر کوهی گرگرفته و تولهاش سعی میکنند صید ماهیهای تر و تازه و خوشظاهر دونالد داک را از چنگش درآورند.
دونالد یک غرفه تیراندازی را اداره میکند. برادرزادههایش از آنجا رد میشوند و او به آنها یک تیراندازی رایگان پیشنهاد میدهد، اما وقتی اولین نفر به تمام هدفها میزند، دونالد خسیس معروف، یک جایزه ارزانقیمت را جایگزین جایزه اصلی میکند. او سپس به دو پسر دیگر ت…
دونالد مقداری شکر روی پیادهرو میریزد و طولی نمیکشد که مورچهها کنترل کامل خانهاش را به دست میگیرند؛ کیکی را که در حال پختنش بود میدزدند، خط لولهای از شربت افرا به تپه خود میکشند و آشوب به پا میکنند.
دونالد، باغبان سیب، متوجه میشود که سیبهایش گاز زده شدهاند و چیپ و دیل را در حین ارتکاب جرم غافلگیر میکند. در نبرد متعاقب آن، دونالد از یک هلیکوپتر برای سمپاشی آنها استفاده میکند (اما آنها ماسکهای گاز کوچکی دارند). و سپس او توپخانه واقعاً سنگین خود را …
دونالد در یک مزرعه تفریحی در حال گذراندن تعطیلات است. پس از اینکه همه زنان زیبا بهترین اسبها را انتخاب میکنند، دونالد با اسب بدبخت و بیحالی به نام روور بوی همسفر میشود. اما روور بوی هیچ تمایلی به همکاری با دونالد ندارد.
2,832 عنوان، صفحه 45 از 118