این فیلم داستان پاپاگنو (شخصیت اپرای «فلوت سحرآمیز» موتسارت) را نشان میدهد که به دنبال یک همدم است، اما در پیدا کردن آن با مشکلاتی روبهرو میشود.
صفحه 115
این فیلم داستان پاپاگنو (شخصیت اپرای «فلوت سحرآمیز» موتسارت) را نشان میدهد که به دنبال یک همدم است، اما در پیدا کردن آن با مشکلاتی روبهرو میشود.
ملوان زبل و اولیو اویل نمیتوانند بیتفاوت بمانند وقتی بلوتو، فروشنده میوه و ترهبار، با ارابه بیش از حد سنگین خود از راه میرسد، به اسبش شلاق میزند و به او آب نمیدهد. آنها مداخله میکنند.
گروه موسیقی ملوان زبل در حال تمرین بخش آغازین پیشنوای «شاعر و دهقان» است (همراه با تلفیقی از آهنگ ملوان زبل و ترانه کار روی راهآهن). استاد بلوتو از خانه بغلی سر میرسد تا رهبری ارکستر و نواختن ویولن را به دست بگیرد و ملوان زبل را ضایع کند. ملوان زبل بسیار بد…
جشنواره ماردی گرا برپاست که شباهت زیادی به یک شهربازی شلوغ دارد. بلوتو یک معرکهگیر و پهلوان است که ادعا میکند پادشاه ماردی گراست و جمعیت زیادی را به دور خود جمع کرده است. ملوان زبل که در همان نزدیکی است، فقط میگوید «من همینیام که هستم» و تماشاچی ندارد، اما…
ملوان زبل و بلوتو غواصان اعماق دریا هستند. ملوان زبل یک نقشه گنج دارد و به دلیلی تصمیم میگیرد بلوتو را هم در این کار شریک کند، اما طبق معمول، تعریف بلوتو از تقسیم نصفبهنصف چندان عادلانه نیست.
ملوان زبل، اولیو را به نمایش شعبدهبازی و هیپنوتیزم بلوتو میبرد که اشیاء را هم در هوا معلق میکند. در حین اجرای نمایش، ملوان زبل تمرکز بلوتو را به هم میزند. بلوتو هم برای تلافی، اولیو را روی صحنه میکشد و او را به یک مرغ تبدیل میکند. ملوان زبل برای مبارزه ج…
میکیماوس مهارتهای اسکیت روی یخ خود را به مینی نشان میدهد؛ گوفی به روشی غیرمتعارف ماهیگیری روی یخ انجام میدهد؛ دونالد اسکیتها را به پلوتو میبندد و به تلاشهای او برای اسکیتسواری میخندد. دونالد به یک کایت بسته میشود و در آستانه سقوط از یک آبشار قرار می…
بلوتو قهرمان بوکس است، پاپای رقیب او و ویمپی وقتنگهدار مسابقه است. پاپای بیرحمانه کتک میخورد تا اینکه اولیو با یک قوطی اسفناج از راه میرسد.
پاپای اولیو را میبیند که وارد باشگاه پسران قلدر میشود، جایی که او در بخش بیمارستان آن کار میکند. شعار آنها یعنی «میتونی تحملش کنی؟» یک چالش آشکار برای پاپای است. رئیس باشگاه، بلوتو، پاپای را تحت آزمایشهای سختی قرار میدهد و اگرچه او بهتر از بقیه عمل میک…
پاجی، توله سگ بتی بوپ، پیکنیک او را به هم میریزد، به خانه فرستاده میشود و با مامور شهرداری و گیرنده سگها سرشاخ میشود.
بتی بوپ یک نمایش موزیکال از اختراعات و مدهای جدید به راه میاندازد؛ دامنهای مچی ابداعی او کل کشور را فرامیگیرد.
پاپای میآید تا با اولیو بیرون برود، اما متوجه میشود که او با یک بندباز رفته است. پاپای به دنبال او به سیرک (به مدیریت ویمپی) میرود و میبیند که اولیو بخشی از نمایش است؛ در ادامه یک نبرد هوایی هیجانانگیز آغاز میشود.
ملوان زبل و بلوتو هر دو میخواهند اولیو را که در خواب راه میرود و وارد یک کارگاه ساختمانی شده نجات دهند. اما بیشتر تلاش آنها صرف این میشود که مانع قهرمان شدن دیگری شوند.
اولیو یک مدرسه شبانهروزی را اداره میکند. او برای بچهها یک کاسه بزرگ اسفناج میآورد، اما آنها چندان اشتیاقی نشان نمیدهند. ملوان زبل از راه میرسد و فواید اسفناج را نشان میدهد: او مقداری اسفناج به یک درخت میدهد که ناگهان تنومند شده و انواع میوهها را به ب…
ملوان زبل و اولیو به عنوان شریک در یک مسابقه رقص با هم رقابت میکنند. طبق معمول، بلوتو در کار آنها دخالت میکند.
پاپای و بلوتو دو ایستگاه آتشنشانی مجاور (و رقیب) را اداره میکنند. وقتی خانه بزرگ اولیو آتش میگیرد، آنها به جای خاموش کردن آتش، بیشتر درگیر جنگیدن با یکدیگر میشوند. وقتی بلوتو برای نجات اولیو به پشتبام میرود، آتش او را در آنجا گرفتار میکند. پاپای اسفناج…
بتی به ساحل میرود و وقتی با اسب لاستیکیاش بیش از حد از ساحل دور میشود، به کمک یک نجات غریق هیکلی و جذاب نیاز پیدا میکند!
یک خبرنگار با مکس فلایشر درباره شخصیت خلقشدهاش مصاحبه میکند و بتی این گفتگو را با بخشهایی از سه کارتون قبلی خود به تصویر میکشد.
در یک ملودرام در تئاتر اسلامبرتاون، فردی کلانتر است و بتی معلم مدرسهای است که قانونشکن معروف، «فیلیپ شیطانصفت»، به او چشم دارد.
مکس فلایشر (در بخش زنده) پس از کشیدن بتی بوپ، استودیو را ترک میکند؛ بتی و کوکو دندانپزشکی آماتور را امتحان میکنند و آنقدر گاز خندهآور آزاد میکنند که دنیای واقعی را به قهقهه میاندازد.
پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
پاپای، اولیو و ویمپی به یک کشتی ارواح برخورد میکنند. آنها وارد کشتی میشوند و ارواح به روشهای مختلف شروع به ترساندن آنها میکنند.
ویمپی دستیار بسیار تنبل و بیعرضهای است، به طوری که اولیو نعلبند او را اخراج میکند. پاپای و بلوتو هر دو تابلوی استخدام دستیار را میبینند و برای به دست آوردن این شغل با هم رقابت میکنند. البته رقابت آنها مغازه را به ویرانی میکشاند.
وقتی پاپای نوزاد را با کالسکه به پیادهروی میبرد، این کوچولو تا زمانی که نخوابد آرام نمیگیرد. البته در این میان سر و صداها و شلوغکاریها پایانی ندارد.
2,793 عنوان، صفحه 115 از 117