ملوان زبل به همراه اولیو اویل و ویمپی، مامور میشوند تا جلوی راهزن مخوف، ابو حسن و ارتش چهل دزد او را بگیرند.
صفحه 114
ملوان زبل به همراه اولیو اویل و ویمپی، مامور میشوند تا جلوی راهزن مخوف، ابو حسن و ارتش چهل دزد او را بگیرند.
اولیو از ملوان زبل میخواهد که سگش «فلافی» را به گردش ببرد، اما ملوان زبل خجالت میکشد زیرا فلافی همانطور که از نامش پیداست، بسیار ضعیف و ناتوان به نظر میرسد. همانطور که انتظار میرفت، وقتی بلوتو و سگ بولداگش از راه میرسند، سگها (و صاحبانشان) با هم درگیر …
سویپیا در حال گریه کردن است، بنابراین اولیو از ملوان زبل میخواهد تا بچه را آرام و خوشحال کند. ملوان زبل و بلوتو با انجام کارهای خندهدار و دلقکبازیهای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند.
ملوان زبل، کارمند کارخانه ماشینسازی بیهوده، در حال استراحت برای ناهار است که اولیو به او سر میزند و نوزاد (سویپیا) به داخل کارخانه میخزد. نوزاد به سختی از چندین سرنوشت هولناک جان سالم به در میبرد، در حالی که ملوان زبل تلاش میکند او را نجات دهد و خودش دچا…
ملوان زبل به اولیو یک طوطی هدیه میدهد که خودش آن را تربیت کرده است. بلوتو پرنده را آزاد میکند و سپس سعی میکند آن را بکشد.
پورکی پیگ، شکارچی اردک بیتجربه، توسط یک اردک بازیگوش (دفی داک، در اولین حضور سینماییاش) مسخره میشود.
«سفید برفى» یتیم در خدمت نامادری اش، ملکهاى شریر و شیطان صفت است. ملکه میخواهد «سفید برفى» را سر به نیست کند. اما سفید برفى نجات میابد و در کلبه ى هفت کوتوله پناه میگیرد و …
ویمپی در غذاخوری بلوتو کار میکند و سعی دارد تا جایی که میتواند غذا کش برود و بخورد. ملوان زبل وارد میشود و اردک کباب سفارش میدهد، اما ویمپی رانهای اردک را میقاپد و سپس روی بقیه غذا سس فلفل تند میریزد. ملوان زبل با عصبانیت بیرون میرود و بلوتو به دنبالش …
ملوان زبل و اولیو سوار قایق مسافربری به ناخدایی بلوتو میشوند. وقتی متوجه هزینه بلیت میشوند، تصمیم میگیرند به همراه ویمپی یک پل بسازند. بلوتو هر کاری از دستش برمیآید برای خرابکاری در این برنامه انجام میدهد؛ البته تا زمانی که وقت خوردن اسفناج فرا برسد.
ملوان زبل در حال دلدادگی تلفنی با اولیو است که بلوتو سر میرسد. او مکالمه را میشنود، روی خط تلفن شنود میگذارد و خودش را جای ملوان زبل جا میزند. در ادامه، آنها روی سیمهای تلفن بیرون خانه اولیو، یک مبارزه هیجانانگیز روی بند معلق راه میاندازند.
این همان چیزی است که اولیو میخواهد؛ مردی با صورت اصلاحشده. پسرها برای تسویه حساب به سلمانی ویمپی میروند. ویمپی بیرون رفته است، بنابراین آنها خودشان شروع به اصلاح صورت یکدیگر میکنند؛ آدم انتظار دارد ملوان زبل عاقلتر از آن باشد که اجازه دهد بلوتو با تیغ به…
پورکی و برخی از همکاران ملوانش در مرخصی ساحلی در یک کافه هستند. یک کاپیتان دزدان دریایی متوجه میشود که خدمه خودش فرار کردهاند و همه افراد داخل کافه را مجبور میکند تا خدمه جدید او شوند. کاپیتان رفتار بسیار بدی با خدمه دارد، به ویژه به آنها غذا نمیدهد (گوشت…
ملوان زبل وقتی زیتون را در استخر میبیند، برای شغل غریقنجاتی درخواست میدهد، اما بلوتو هم این شغل (و زیتون) را میخواهد. مدیر استخر، همبرگردوست، از آنها میخواهد مهارتهای خود را در یک مسابقه نشان دهند. ملوان زبل کارش را خوب انجام میدهد، تا اینکه بلوتو روش…
در حالی که شهر روستایی هیکسویل منتظر ورود دوشیزه گلوری است، پادوی هتل کوچک او به خواب میرود و در خواب میبیند که او را در یک هتل مجلل و آسمانخراش کلانشهری پیج میکند.
یک معلم سختگیر موسیقی کلاسیک، پدر چهار پسر علاقهمند به موسیقی میشود؛ اما وقتی یکی از آنها به موسیقی جاز علاقه نشان میدهد، پدرش او را از خانه بیرون میکند.
راوی داستان، صحنه را برای نسخهای دگرگونشده از یک شعر کلاسیک آماده میکند؛ و ماجراهای خندهداری که وقتی دستیار، پورکی، به اشتباه یک نعل لاستیکی و سپس یک نعل داغ را به پشت اسب میکوبد، آغاز میشود.
روز ولنتاین است. کوپید از هماهنگ کردن روابط عاشقانه لذت میبرد، در حالی که یک شیطان کوچک با خرابکاری در این روابط، آشوب به پا میکند.
دونالد، میکی و پلوتو از کوههای آلپ صعود میکنند. در ارتفاعات، دونالد بر سر گلهای یخ با یک بز کوهی درگیر میشود، میکی با یک عقاب بر سر تخمهایش دعوا میکند که یکی از آنها جوجه میشود و برای پلوتو دردسر درست میکند (همانطور که نوشیدنی الکلی که یک سگ سنت برنا…
اولیو در رادیو درباره لزوم عشق برادرانه موعظه میکند. ملوان زبل با شنیدن این حرف، کارهای خوب متعددی انجام میدهد: به دو کارگر برای بالا کشیدن یک گاوصندوق کمک میکند، یک ماشین تصادفی را صاف میکند و به دو پسر کمک میکند تا مخفیانه وارد بازی بیسبال شوند. اما وقت…
اولیو به ملوان زبل و بلوتو میگوید عاشق مردان نظامیپوش است؛ بنابراین هر دوی آنها سعی میکنند در مرکز نظاموظیفه ثبتنام کنند، اما آنجا فقط برای یک نفر ظرفیت دارد.
ملوان زبل با ماشینش میآید تا اولیو را به گردش ببرد، اما بلوتو با ماشین بسیار شیکترش هر کاری میکند تا تفریح آنها را خراب کند.
ملوان زبل، نوزاد (نخود فرنگی) را به باغوحش میبرد و بیشتر وقت خود را صرف نجات دادن این طفل معصوم از چنگال حیوانات مختلف میکند.
ملوان زبل به اولیو هنر دفاع شخصی یاد میدهد؛ هنری که وقتی یک زن بوکسور شروع به دلبری از ملوان زبل میکند، حسابی به کار اولیو میآید.
این انیمیشن تجربی یک «تبلیغ پرستیژ» برای روغن موتور شل بود. از آنجا که انیمیشنهای سنتی تحت سلطه والت دیزنی قرار گرفته بود، بسیاری از فیلمسازان اروپایی به عنوان جایگزین به سراغ عروسکها رفتند و لای از کمک دوستان آوانگارد خود مانند هامفری جنینگز و جان بانتینگ …
2,799 عنوان، صفحه 114 از 117