ملوان زبل و اولیو در حال بازدید از یک موزه هستند که به طور تصادفی یک سفینه فضایی را به مقصد مریخ پرتاب میکنند. اولیو فرار میکند، اما ملوان زبل به مر…
پسرها اولیو، پرستار دوستداشتنی، را در حال عبور میبینند و او را تا بیمارستانش تعقیب میکنند. او آنها را بیرون میاندازد، بنابراین آنها نقشه میکشند…
ملوان زبل و اولیو اویل نمیتوانند بیتفاوت بمانند وقتی بلوتو، فروشنده میوه و ترهبار، با ارابه بیش از حد سنگین خود از راه میرسد، به اسبش شلاق میزند …