اریک استنتون، یک آواره بیکار، وارد شهر کوچکی در کالیفرنیا شده و شروع به پرسه زدن در یک غذاخوری محلی میکند. در حالی که اریک دلباخته پیشخدمت زیبایی به نام استلا میشود، همزمان رابطهای عاشقانه را با زنی آرام و ثروتمند به نام جون میلز آغاز میکند. از آنجا که استلا تا زمانی که اریک پول نداشته باشد به او علاقهای نشان نمیدهد، این مرد دلشکسته نقشهای میکشد تا با استفاده از جون، دل استلا را به دست آورد. طولی نمیکشد که قتل نیز راه خود را به این مثلث عشقی پرشور باز میکند.