رئیس یک بانک (خانم بیترمن) میخواهد مالک تئاتر مپتها شود تا بتواند روی آن یک کلوب شبانه بسازد. او پس از فریب دادن پپه برای به دست آوردن تنها نسخهی قرارداد بین پدرش و مپتها، آن را تغییر میدهد تا مپتها زمان بسیار کمی برای پرداخت بدهیشان داشته باشند. در همین حال، مپتها در تلاش هستند تا یک نمایش کریسمس اجرا کنند. پس از مواجهه با بیترمن، مپتها فداکاریهای زیادی میکنند تا پول پسانداز کرده و تئاتر را حفظ کنند.