شرورهای بچههای محله به رهبری «پدر»، با هم متحد میشوند تا شرور مطلق یعنی «پدربزرگ» را زنده کنند؛ ستمگری که سالها پیش، زمانی که اکثر شرورها خودشان بچه بودند، بر جهان حکومت میکرد. با این حال، پدر او را تحقیر کرد به طوری که او حتی نمیتواند برای نابودی بچههای محله تلاش کند. شرورها خیلی زود مورد خیانت قرار میگیرند و به زامبیهای سالخورده تبدیل میشوند؛ موجوداتی جاودانه که میتوانند هر موجود زندهای را به یکی از خودشان و بردهای تبدیل کنند که مجبور است برای تغذیه پدربزرگ تپیوکا درست کند تا او بتواند کتاب بچههای محله را پیدا و نابود کند.