در مرزهای شمال غربی هند، هنگ چهل و یکم سوارکاران بنگال به رهبری سرهنگ سختگیر، تام استون، با رهبر شورشیان، محمد خان، دچار مشکل شدهاند. مکگرگور بدخلق و فورسایت مبادیآداب و اشرافی، افسران مسئول آموزش ستوان استون تازهوارد، یعنی پسر بیتجربه فرمانده هستند. ستوان استون که به دلیل کینه از پدرش انگیزه گرفته، اجازه میدهد تا توسط دشمن اسیر شود.