جک بریدن، فرمانده کشتی هوایی و «فریسکی» پیرس، خلبان نیروی دریایی، بر سر افتخار مربوط به یک سفر اکتشافی موفق به قطب جنوب و همچنین عشق هلن زیبا، همسر فریسکی، با هم رقابت میکنند. پس از شکست مأموریت کشتی هوایی بریدن، فریسکی سعی میکند با هواپیما به اکتشاف برود. متأسفانه او سقوط کرده و گروهش در قطب جنوب سرگردان میشوند. بریدن باید بین یک تلاش خطرناک برای نجات با کشتی هوایی یا ماندن در خانه در کنار هلن، یکی را انتخاب کند.