بارد، پسر یک میلیونر اهل شرق، متوجه میشود که پدرش به قتل رسیده است و برای دیدن درو، دامداری که ممکن است چیزی در این باره بداند، به غرب پرواز میکند. در طول مسیر، هواپیمای او در حمام خانه جری سقوط میکند؛ جری عاشق او میشود و این موضوع حسادت استیو، خواستگار جری را برمیانگیزد.