فیلم «دروغهای آشکار» داستان اوا و دخترعموی نابینایش سوفیا را روایت میکند که در کودکی جداییناپذیر بودند و اوا همراهی وفادار بود که به سوفیا در گذر از دوران سخت نوجوانی کمک کرد. وقتی اوا ناگهان دست به خودکشی میزند، سوفیا برای یافتن پاسخ به نزد پدرش هکتور و والدین اوا، ماریسول و رافائل میرود. اما هر چه بیشتر در زندگی اوا کاوش میکند و دوستپسرهای سابق او، ایتن و کریستین را مورد بازجویی قرار میدهد، بیشتر متوجه میشود که دوران کودکی آنها در واقع مملو از رازهای تاریک و نگرانکننده بوده است.