آندریا مکبراید پس از ترخیص از یک آسایشگاه روانی که در آن دوران نقاهت پس از اقدام به خودکشی را میگذراند، برای شغل پرستاری بچه نزد دکتر جیمز لوئیس، جراح ثروتمند و بیوهای که دو فرزند دارد، درخواست میدهد. متقاضی دیگری استخدام میشود اما در یک حادثه میمیرد و در نهایت آندریا شغل را به دست میآورد و به سرعت بخشی از خانواده میشود. سپس دوستدختر لوئیس، دکتر جولیا برونینگ، به طرز مرموزی کشته میشود. وقتی رئیس لوئیس از تعدیل نیرو در بیمارستان خبر میدهد، او نیز به قتل میرسد. در همین حال، فون، دختر نوجوان لوئیس، شروع به بررسی گذشته پرستار جدید میکند و متوجه میشود که آندریا ممکن است مسئول این قتلها باشد؛ اما فون باید عجله کند، زیرا قتلها به خانه آنها نزدیکتر میشوند.