داستان دو جوان مجارستانی به نامهای یانچی و کاتا. آنها ابتدا دوستانی صمیمی و سپس عاشق یکدیگر میشوند. مدت کوتاهی پس از انقلاب ۱۹۵۶، کاتا مجارستان را ترک میکند اما یانچی همانجا میماند. پس از گذشت ۱۰ سال، به یانچی اجازه داده میشود تا با کاتا در فرانسه ملاقات کند؛ عشق آنها دوباره جان میگیرد، اما پس از دورهای کوتاه و بسیار شاد، یانچی مجبور به بازگشت به مجارستان میشود و با گذشت سالها، عشق آنها رفتهرفته کمرنگ میشود.