جرمی در پاریس رخ میدهد و پلیس هیچ سرنخی در دست ندارد. آنها از شیمون، جادوگری با قدرتهای ماوراءالطبیعه، کمک میخواهند. شیمون در حین اقامت در پاریس، عاشق ژن میشود، هرچند که آنها زبان یکدیگر را نمیفهمند. وقتی ژن برای چند روز سفر میکند، پیتر، یک غیبگوی دیگر، شیمون را به دوئل دعوت میکند: هر دوی آنها باید سه روز را به صورت زنده در زیر خاک دفن شوند. آیا شیمون هرگز دوباره عشق خود را ملاقات خواهد کرد؟