یک جوان سفیدپوست ترکتحصیلکرده تلاش میکند تا به یک کارتونیست و فیلمساز تبدیل شود و برای این کار از دنیای خشن و بیرحم اطرافش الهام میگیرد. او که هنوز در آپارتمان مخروبه خود با والدین میانسالش زندگی میکند (پدری ایتالیایی که مردی احمق و کثیف است و مادری یهودی که زنی حواسپرت و دیوانه است)، توسط دوستانش تحقیر میشود؛ دوستانی ریاکار که با باندهای خشن و مافیای ایتالیایی همکاری میکنند. او همچنین با یک دختر سیاهپوست سطحینگر ارتباط دارد که در مرکز شهر با دلالها و موادفروشان روزگار میگذراند. این کارتونیست فرصتی پیدا میکند تا ایده فیلم خود را به یک غول سینما ارائه دهد، اما داستان او بسیار عجیب و غریب از آب درمیآید: زمینی در آینده دور که بر اثر جنگ و آلودگی نابود شده و در آن یک ضدقهرمان جهشیافته، خدا را به چالش میکشد و میکشد.