یک پاکبان ناشنوا به طور اتفاقی با یک تخته موجسواری شکسته و دورافتاده مواجه میشود. این کشف، رویای قهرمان موجسواری شدن را در وجود او میکارد. او با تشویقهای دوستدخترش که او نیز ناشنواست، با وجود تمام سختیها و موانع پافشاری میکند.