در طول جنگ جهانی دوم، یک کشاورز کوهستاننشین سوئیسی از پیروی از سیاست دولت برای افزایش خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی سر باز میزند. به عقیده او، مراتع شیبدار کوهستانی برای کشاورزی مناسب نیستند. اکثر روستاییان با او موافقند، اما برخی شروع به کشت میکنند. حتی پس از اینکه تمام همکاران کشاورزش تسلیم شده و کاشت محصولات را آغاز میکنند، تانر به مخالفت خود ادامه میدهد و تمام نامهها و دستورالعملها را نادیده میگیرد. این موضوع منجر به مجموعهای از توبیخها میشود؛ برای مثال، مقداری از علوفه او توقیف میشود و همسرش نمیتواند از خواربارفروشی محلی خرید کند، زیرا این خانواده از سیاستهای دولت پیروی نمیکنند.