مرتضی، کودک ناشنوایی که پدرش را از دست داده، به همراه مادرش در روستا زندگی میکند. او که دانشآموز درسخوانی نیست، در برخورد با معلم بداخلاق مدرسه کاملاً بیانگیزه میشود. بعدها وقتی همکلاسیهای مرتضی او را از قصد معلم برای ازدواج با مادرش باخبر میکنند، او نسبت به مادر و معلمش بدبین میشود.