هیچ مردی برای سارا گرووز به اندازه کافی کامل نیست، به جز شاید آدمبرفیهای شگفتانگیزی که او هر سال به همراه دوست دوران کودکیاش، نیک، میسازد. در اواسط دسامبر، آدمبرفی او ناپدید میشود و به جای آن، مردی به نام کول ظاهر میشود که به نظر میرسد برای سارا بیش از حد رویایی و بینقص است.