یک رابطه عاشقانه تراژیک بین ویکتوریا و یوهانس. او دختر یک زمیندار ثروتمند است و یوهانس پسر یک آسیابان فقیر. با وجود عشق عمیقی که بین آنها وجود دارد، پدر ویکتوریا او را مجبور میکند تا یوهانس را به خاطر اتوی ثروتمندتر رها کند.