میگل، ملقب به تیبارس یا «جان آفریقا»، متولد و بزرگشده در پرتغال، یک راستافارین مهربان است که عاشق زنان است و زندگی بیدغدغهای دارد. تا اینکه یک روز غریبهای به او میگوید که او تصویر زنده پدرش است؛ مردی که «یک زنباره و کلاهبردار» بود. پدری که او هرگز حتی او را ندیده بود! این کشف وسوسهانگیز باعث میشود مسیر زندگیاش را تغییر دهد. بهویژه وقتی مادربزرگش که همیشه از او مراقبت کرده، بالاخره به او میگوید که پدرش چگونه در زندان بوده، میگل در کودکی چقدر از ندیدن او غمگین بوده و پدرش چگونه به کیپ ورد تبعید شده است. میگل برای دیدن او به آنجا میرود. این مرد کیست؟