پیکسوته ده ساله در یک بازداشتگاه موقت نوجوانان متحمل شکنجه، تحقیر و فساد میشود؛ جایی که دو تن از اعضای آن توسط پلیسهایی به قتل میرسند که برای لیلیکا، یک تنفروش ترنس هفده ساله، پاپوش درست میکنند. پیکسوته به لیلیکا و سه پسر دیگر کمک میکند تا فرار کنند و آنها زندگی خود را از طریق جرم و جنایت آغاز میکنند که این مسیر تنها به خشونت و مرگ بیشتر ختم میشود.