پس از بازگشت از نبرد در فیلم قبلی، جنگجوی بزرگ هرکول متوجه میشود که معشوقهاش، دایانارا، عقل خود را از دست داده است. طبق گفته مدهآی غیبگو، تنها امید دایانارا «سنگ فراموشی» است که در اعماق قلمرو هادس قرار دارد. هرکول به همراه دو همراه خود، تسئوس و تلمبوس، راهی سفری خطرناک برای یافتن سنگ میشود، در حالی که نمیداند نگهبان دایانارا، یعنی شاه لیکو، مسئول اصلی وضعیت اوست و توطئه چیده تا پس از به هوش آمدن دختر، او را به عنوان عروس خود تصاحب کند.